تبلیغات
Kanoon Film & Ax Daneshgah Guilan

Kanoon Film & Ax Daneshgah Guilan

فرصتی برای فهمیدن نیست

جوابی به نامه ابراهیم حاتمی کیا

همه چیز در همان جمله دختر دانشجوی داخل آژانش تصویر می‌شود که گفت موضوع پایان نامه‌اش را پیدا کرده و می‌خواهد روی افرادی چون حاج کاظم و عباس کار کند. این به نظرم کلید همه حوادث و فراز و فرودهایی است که بر آژانس شیشه‌ای در طی این 11 سال رفته ‌است. اینکه چرا تا الان زنده و بر زبان ها جاری است. اینکه چرا می‌شود در موردش زیاد بحث کرد. آن جمله نشان دهنده این نکته است که چقدر حاتمی کیا در این فیلم از جامعه‌اش تأثیر گرفته. این به روز بودن حاتمی کیا از فیلم های اولش هم قابل ردیابی است. او کارگردانی بود که پس از پایان جنگ مانند همرزمانش به شهر برگشت ( بعد از فیلم های دیده بان و مهاجر ). ورود این طیف از افراد آرمان خواه ومعتقد، از فضای خاص جبهه به دل مناسبات تغییر یافته و شاید دگرگون شده شهری، نقطه عطف زندگی آنها و برای حاتمی کیا نقطه عطف کاری او هم بود که با از کرخه تا راین و برج مینو شروع شد و تا آژانس شیشه‌ای و روبان قرمز و موج مرده و ارتفاع پست پیش رفت.

اما آژانس شیشه‌ای علاوه بر به روز بودن، جنبه های دیگری دارد که آن را برجسته می‌کند. اینکه گروه های مختلف سیاسی و اجتماعی خودشان را به آژانس شیشه‌ای نزدیک می‌دیدند و از زاویه خود به نقد فیلم می‌پرداختند و به نظرشان فیلم در تأیید راه و روش خودشان بود یک تناقض بود و آژانس شیشه‌ای هم خود بر اساس یک تناقض بنا شده بود. تناقضی ملموس و در متن زندگی و در عین حال دوست داشتنی: خواسته قهرمان داستان، قهرمانی که برای تأمین امنیت شخصیت های دیگر فیلم جنگیده، با حقوق این شخصیت ها در تعارض قرار می‌گیرد. به طوری که اگر بخواهد حق را به خود بدهد، حقوق آنها نادیده گرفته می‌شود و اگر حق را به آنها بدهد دیگر دلیل وجودی برای خود و همسنگرش نمی‌بیند. حاتمی کیا با این تناقض زندگی کرد و آن را در فیلمش تصویر کرد. او با آنکه با قهرمان داستان همدلی کرد اما در کنار آن به همه شخصیت های فیلم احترام گذاشت و به آنها حق داد. همه این ویژگی ها بود که آژانس شیشه‌ای را کرد آژانش شیشه‌ای. حالا بماند که چرا آن روند به همان شکل ادامه پیدا نکرد و حال و روز حاتمی کیا این طور شد که از آن برون گرایی به این درون گرایی گردش پیدا کرد و سر از سریال حلقه سبز و فیلم دعوت ( که همچنان به روز بودند ) درآورد. به نظر می‌رسد حاتمی کیا احساس کرده دستگاه فرهنگی امروز توان تحمل فیلمی مانند آژانس شیشه‌ای را ندارد و به نوعی در فیلم موج مرده پایان آن روند را به تصویر کشید.

اما اینکه حاتمی کیا بعد از 11 سال با نوشتن نامه‌ای یاد آژانس کرده، به خاطر شرایط متناقض فعلی کشور است. این شرایط و این نامه در همان مسیر تناقض آژانس شیشه‌ای قرار می‌گیرد. همه آحاد مردم را به خود درگیر کرده است. اکثر شخصیت های فیلم های حاتمی کیا آدم های نسبتاً تنهایی هستند، یا حداقل تنهایی هایی دارند که به دل می‌نشیند.مثلاً در همین حلقه سبز هیچ کس ارتباط گلی و حسن گلاب را باور نمی‌کند و هیچ کس این شرایط را درک نمی‌کند و در نهایت پیوستن روح این دو به هم است که چاره کار است. در آژانس شیشه‌ای حاج کاظم علاوه بر این، آدم مستقلی است و در این استقلال ثبات و سر سختی دارد. با اینکه با اطرافیانش درگیر و از طرف آنها شماتت می‌شود، اما ثبات و استحکام فردی این درگیری را خنثی می‌کند. اگر شهرنشینی و در نتیجه پرخاشجویی را از حاج کاظم بگیریم به عباس می‌رسیم. آنها از لحاظ فکری شبیه همند. اگر در جواب حرف مدیر آژانس، حاج کاظم شیشه می‌شکند، عباس هم در جواب حرف یکی از افراد داخل آژانس عصبانی می‌شود . می گوید: با این نیش هایی که به من زدید سهمتان را دادید. از طرفی هم فاطمه خود حاج کاظم است. درد و دل ها و نامه نوشتن های حاج کاظم به فاطمه زیباترین بخش فیلم است. فاطمه است که با آوردن پلاک و چفیه خلاصه ترین پیغام را به حاج کاظم می‌رساند و ته دل او را در آن شرایط سخت آرام می‌کند. در موقع درد و دل با فاطمه است که می‌فهمیم حاج کاظم و عباس با مردمند و اگر جای آنها بودند همان حرف هایی را می‌زدند که آنها می‌زنند. اما مشکل این سه نفر گلایه از روزگار است که امثال عباس فراموش شده‌اند و حاج کاظم حاضر نیست عباس را دست کسانی بسپارد که او را فراموش کرده‌اند. گلایه از روزگاری که وقتی برای شنیدن، وقتی برای فهمیدن و درک کردن نگذاشته است.

برای پی بردن به شخصیت سلحشور باید یکی از مسائلی که در فیلم هم به آن اشاره شده است را بررسی کرد و آن مسئله امنیت است.سلحشور نماینده نیروهای وظیفه شناسی است که تنها نگرانیشان امنیت ملی است. اما مشکل سر تعریف این واژه است. سلحشور با نگاه سیاسی، امنیت ملی را گزارش ها و عکس العمل های شبکه هایی نظیر بی‌بی‌سی می‌بیند. اما از دید حاج کاظم این عباس و امثال عباس هستند که امنیت ملی را تأمین می‌کنند و تا وقتی عباس و امثال عباس در چنین وضعیتی قرار دارند امنیت ملی در خطر است. فیلم به گونه‌ای تصویر می‌شود که به هیچ وجه نمی‌توان گفت حق با چه کسی است و کیست که درست می‌گوید. اما افکار و دیدگاه ها کاملاً روشن است. سلحشور تنها به امنیت ملی از دید سیاسی فکر می‌کند و با بیان آن دیالوگ درخشان "هیچ می‌دونی امور خارجه این اتفاق رو تکذیب کرده" تفکر حکومتی خود را می‌رساند.

با درک کردن نوع تفکر هر کدام در مورد مسائل، فهمیدن اینکه هر کدام اکنون چه حال و روزی دارند و کجای این جریان پر تناقض فعلی کشور قرار گرفته‌اند کار چندان سختی نیست.

 

امیدوارم بقیه اعضا هم اگر مایلند به این نامه جواب بدن. بین خودمان بحث کنبم همین جا ببینیم هر کی چه جوری فکر میکنه. فرصت خوبیه. من شروع کردم. بقیه ادامه بدن.


لبیک به حاتمی کیا

آژانس شیشه‌ای بازهایش حتماً می‌دانند که ابراهیم حاتمی کیا چند سوال از هوادارانش در اینترنت مطرح کرده و از آنها خواسته که به او جواب دهند. اینکه اگر شخصیت‌های آژانس در حال حاضر بین ما بودند، داشتند چه کار می‌کردند؟ داشتند به چه چیزهایی فکر می‌کردند و نظرشان در مورد اوضاع و احوال فعلی مملکت چه بود؟ اگر بخواهد فیلم آژانس شیشه‌ای 2 ساخته شود، حاج کاظم، عباس ( با فرض زنده بودن )، سلمان، فاطمه و سلحشور چه موقعیتی خواهند داشت؟

خوب که فکر می‌کنم می‌بینم چه طیف وسیعی از شخصیت ها پیش رویم قرار دارند و چه درس بزرگی از زندگی خواهد بود دمخور شدن با هر کدام و حرف دلشان را گوش دادن.

محبوب ترین فیلم های من به همین سادگی، گبه و آژانس شیشه‌ای هستند. چون بیشتر از همه فیلم های دیگر در موردشان فکر کرده ام. بیشتر از همه ذهنم را به خود مشغول کرده‌اند. بیشتر از همه از آنها چیز یاد گرفته‌ام و در نهایت بیشتر از همه در موردشان با بقیه بحث کرده‌ام. البته به استثنای گبه که اصولاً مستمعی نداشته‌ام و با توجه به اینکه مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد، به مرور ذوق بحث کردن ( و فقط بحث کردن ) در موردش در من کور شد. اما خوشبختانه در مورد دو فیلم دیگر به اندازه یک عمر حرف زده‌ام و شنیده‌ام. حالا هم که سازنده یکی از آنها درخواستی دارد به نظرم وظیفه‌ام است که کمک کنم و با سر بدوم. به نظرم چه خوب که همین جا و بین خودمان شروع کنیم تا بعداً برسیم به بالاتر. پس آژانس شیشه‌ای بازها بشتابید.

سه تا مطلب پایین هم می تواند کمک کند.

متن نامه حاتمی کیا یه هوادارانش

 

یادداشت امیر قادری در مورد نامه حاتمی کیا

 

 

جواب نویسنده روزنامه اعتماد به سوالات حاتمی کیا 


  • نظرات ()
  • نوع مطلب :خبر ،
  • نتیجه اولین نظر سنجی کانون، پس از 60 روز

    با پخش چه نوع فیلمی در دانشگاه موافقید؟
    اجتماعی
    6.17 درصد
    (5 رای)
    کمدی
    29.63 درصد
    (24 رای)
    اکشن
    8.64 درصد
    (7 رای)
    انیمیشن
    4.94 درصد
    (4 رای)
    وسترن
    38.27 درصد
    (31 رای)
    ایرانی
    4.94 درصد
    (4 رای)
    هیجان انگیز
    7.41 درصد
    (6 رای)
    شرکت کنندگان 61 نفر


    • کل صفحات:6  
    • 1
    • 2
    • 3
    • 4
    • 5
    • 6
    •   





    Powered by WebGozar


    کانون فیلم و عکس


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :